الشيخ حسين المظاهري
28
نكته هايى پيرامون ولايت فقيه و حكومت دينى (فارسى)
قِبَل خداوند است ولى اهل سنت معتقدند كه امر ولايت و حكومت ، منصوص و انتصابى نبوده و مردم مىتوانند زعيم و رهبر خود را انتخاب نمايند و حتى بالاتر از اين بايد گفت كه انتخاب به معناى وكالت در نزد اهل تسنّن هم مطرح نيست و مسألهء بيعت كه در نزد آنان به عنوان يك اصل مطرح است ، از نوع وكالت به ولىّ امر نبوده كه در نتيجه ، مقام ولايت ، يك منصب اعطاء شده از جانب مردمان باشد چرا كه اهل تسنّن هم معتقدند كه وقتى مردم با حاكم بيعت نمودند بايد ملتزم به اين بيعت باشند و از اين جهت نمىتوانند هر گاه اراده كردند وى را عزل نمايند و بايد از اوامر و نواهى وى تبعيت كنند كه اين مبنا با مبناى وكالت در همان دو جهت اساسى كه قبلًا ذكر شد ، متفاوت است . خلاصهء كلام آن است كه حجّيت رأى اكثريت ، يك حجّيت مطلق نيست بلكه مقيّد است به دو قيد ، « قيد اوّل » آن است كه بايد عقلائى باشد به اين معنا كه مثلًا ناشى از مشورت با اهل خبره باشد و « قيد دوّم » آن است كه بايد در محدودهء شرع مقدس و در چارچوب احكام إلهيّه باشد و نه در هر مسئله و هر زمان و هر مكان . « قيد اوّل » بر اساس سيرهء عقلائى و روش عقلاء عالم است كه اسلام هم آن را حجّت مىشمارد و « قيد دوّم » هم لازمهء مسلمانى و تدّين ما به دين خداوند است و لذا اين طور نيست كه همه جا رأى اكثريت براى اقلّيت ، حجّت بوده و انتخاب اكثريت يك مبناى مشروعيت بخشنده به همهء اصول و مسائل باشد . بنابراين آنچه گفته شده كه « ولايت فقيه از ناحيهء مردم تثبيت مىشود